تبليغاتX
LoveS

LoveS

عشق و زندگی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 20:16  توسط javad  | 

سکوت

ترانه ی زیبایی است

اگر بهانه ی آن عشق باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 15:40  توسط javad  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 13:57  توسط javad  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 13:56  توسط javad  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 13:43  توسط javad  | 

گریه کن

گریه کن
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره
مرحم این راه دوره
سر بده آواز حق حق
خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه
گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه قشنگه


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 2:34  توسط javad  | 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 1:18  توسط javad  | 

سوالی سخت

به کودکی گفتند : عشق چیست ؟
گفت : بازی

به نوجوانی گفتند : عشق چیست ؟

گفت : رفیق بازی
به جوانی گفتند : عشق چیست ؟
گفت : پول و ثروت
به پیرمردی گفتند : عشق چیست ؟
گفت : عمر
به عاشقی گفتند : عشق چیست ؟
چیزی نگفت ، آهی کشید و سخت گریست.
+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 0:27  توسط javad  | 

خدا همه چیز رو در ۷ روز آفرید، در صورتی که میتونست همه رو تو یه چشم به هم زدن خلق کنه...پس چه چیزی باعث میشه ما فکر کنیم که میتونیم همه چیز رو یکباره به دست بیاریم.در حالی که میبینیم:
خدا هم تو خلقت صبور بود.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 0:26  توسط javad  | 

زندگی

شاید آن روز که سهراب نوشت: (تا شقایق هست زندگی باید کرد) ...
خبری از دل پردرد گل یاس نداشت ...
باید اینطور نوشت:
هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس ...
زندگی اجباریست ...

زندگي اجباريست
اما نه ز سر جبر خدا
زندگي اجباريست مثل نوشيدن آب
كه اگر آب نبود
نه دگر من نه دگر تو
نه كه آن ماهي دريا
نه دگر هيچ نبود ...
زندگي را بايد
همچو يك تشنه اي در پي آب
نوشيد
پاك و زلال ...

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 0:25  توسط javad  | 

عشق من

من از تودل نمی برم اگرچه از تو دلخورم

اگرچه گفته ای تو را به خاطرات بسپرم

هنوزهم خیال کن کنارتونشسته ام

منی که درجوانی ام به خاطرت شکسته ام

تو در سراب آینه شبانه خنده می کنی

من شکست داده را خودت برنده می کنی

نیا مدی و سالهاست نگاه به جاده دوختم

بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم

رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها

همیشه ماندگار من همیشه در هر روزها

صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی

به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 0:21  توسط javad  | 

خداوند

دکتر علی شریعتی:


خداوندا من با تمام کوچکیم یک چیز از تو بیشتر دارم و آن هم است خدایی که من دارم و تو نداری .

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 20:57  توسط javad  | 

دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی میگه :

دوست دارم در خیابان با کفشهایم راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم !

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 12:41  توسط javad  | 

 

عشق یعنی


عشق يعنی يک سلام و يک درود


عشق يعنی درد و محنت در درون

عشق يعنی يک تبلور يک سرود

عشق يعنی قطره و دريا شدن

عشق يعنی يک شقايق غرق خون

عشق يعنی زاهد اما بت پرست

عشق يعنی همچو من شيدا شدن

عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

عشق يعنی بيستون كندن بدست

عشق يعنی آب بر آذر زدن

عشق يعنی چون محمد پا به راه

عشق يعنی عالمی راز و نياز

عشق يعنی با پرستو پر زدن

عشق يعنی رسم دل بر هم زدن

عشق يعنی يک تيمم يک نماز

عشق يعنی سر به دار آويختن
+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 12:29  توسط javad  | 

آموخنه زندگي

در زندگی سه چیز آموختم

 

از عشق

رسوایی

از دوست

بی وفایی

از شب

تنهایی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 12:24  توسط javad  | 

دوستت دارم به اندازه .......

به نام آنکه آفتاب مهرش در آستان قلبم هرگز غروب نمی کند

بوسه بر عكست زنم ترسم كه قابش بشكند
   قاب عكس توست اما شيشه ي عمر من است
               بوسه بر مويت زنم , ترسم كه تارش بشكند
                        تار موي توست اما ريشه ي عمر من است
                                                    تقديم به بهترينم كه آخرينم شد...

دوستت دارم 14+1
7 آسمون
7 دريا
1 دنيا

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 12:21  توسط javad  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 12:5  توسط javad  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 2:1  توسط javad  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 1:57  توسط javad  | 

چنین بود:

                         زندگی ها

                                          عشق ها

                                                          سرنوشت ها

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 1:54  توسط javad  | 

تا شقایق هست زندکی باید کرد

(شاعر حامد جواد)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 11:1  توسط javad  | 

زندگی

زندگـــی

 

 

خيلی وقت بود که احساس می کردم کم دارمش. خيلی وقت بود که در خلا نبودنش زندگي می کردم. بی که مشکلی داشته باشم. فقط هراز گاهی که فکر می کردم دلم تنگش می شد. حالا هم مريم دوباره يادم انداخته. موقع خداحافظی گفت که دارد می رود دنبال انسان شدن. دنبال آن چيزی که دوست داشته و از دستش داده. دنبال آن ارزشهايی که به اين راحتی ها ديده نمی شوند چه برسد که بخواهند به سادگی به دست آیند. راستش دلم تنگ شده بود. تنگ ديدن آدمهايی که هنوز فکر می کنند. احساس می کنند. تنگ ديدن آدمهايی که توی روزمرگی هاشان غرق نشده اند. دلم تنگ شده بود برای شنيدن حرفهای دل آدمها. برای دوستيهايی که کمی عميق تر از سلام و عليک و «هوا خوبه» ی هر روزه اند. دلم تنگ شده بود و حالا که مريم به داد تنگی دلم رسيد دلم نيامد ننوشته فراموشش کنم. می نويسم نه که کسی بخواند. می نويسم که به ياد داشته باشم هنوز دوستانی هستند که به دوستيشان نياز دارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 22:30  توسط javad  | 

آن قصر که جمشید دراو جام گرفت                              آهو بچه کردو روبه آرام گرفت

بهرام که گور می گرفتی همه عمر                              دیدی که چگونه گور بهرام گرفت 

(شاعر:خیام نیشابوری)

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 22:24  توسط javad  | 

آخرش همه تنهای تنها یند

اینقدر نشستم تا یک نگاه تو را ببینم

اما دریغ از یک نگاه و یک صدا

سکوت تو به معنای تمام صدا ها ی دنیا

وعاشقانه بودن و سرود عشق می خوانی

می نشینم و می اندیشم کی خواهی امد

و از کدامین سو تو را نظاره خواهم کرد

دوستت دارم ای معنی عشق و سکوت

دوستت دارم ای فریاد پر معنا

فدای تو امید

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 21:52  توسط javad  |